مصاحبه حرفه ای در مشاوره مددکاری
تعریف مصاحبه :
مصاحبه علم و هنر برقراری رابطه ی کلامی بین مددکار و مراجع است و منظور از آن جمع آوری اطلاعات درباره مشکل یا رفع نیاز مراجع و راههای کاهش یا برطرف کردن آنها ، شناخت توانائیها ، استعدادها و ضعف های مراجع و نیز تقویت مهارتهای زندگی و مقابله با مشکلات در اوست .
نكات اساسي مصاحبه در مددكاري اجتماعي:
مددكاران اجتماعي ملزم به رعايت نكات ذيل در مصاحبه هاي تشخيصي خود مي باشند.
1-1- استفاده از واژه هاي خاص حرفه اي
استفاده از واژه هاي خاص حرفه اي ؛ بدون رعايت اصول علمي و نظري آن واژه نشان دهنده بي تجربگي مصاحبه گر است. استفاده از اصطلاحات و زبان فني توسط مصاحبه گر در هيچ مقطعي از مصاحبه پذيرفته نيست و در صورت انجام چنين كاري به چند دليل به مصاحبه شونده صدمه زده ايم . دليل اول اينكه اگر مراجع از روانشناسي و مددكاري دانش كافي نداشته باشد معناي اينگونه اصطلاحات را نمي فهمند.
دوم اينكه اگر مراجع با اين مفاهيم آشنا باشد ماهيت انتزاعي و قابل تفسير مختلف اين واژه ها باعث مي شود كه او به سبب مسايل عاطفي خود از آنچه كه مورد نظر مصاحبه گر است تفسيرهاي متفاوتي بكند.
سوم اينكه اگر مصاحبه گر واقعاً قصد استفاده از واژه هاي خاص حرفه اي را دارد بايد وقت و نيروي زيادي براي آموزش ماهيت و معناي اصطلاحات صرف كند. در بررسي كه دكتر شاملو در سالهاي 67-1366 بر روي مراجعان خود با سطح تحصيلات ديپلم به عمل آورد معلوم شد كه 72% آنها مفهوم واژه اضطراب را نمي فهمند. ولي 100% آنها معناي «دلشوره» يا « دلهره» را مي فهمند . همچنين 62% از آنها واژه افسردگي را به درستي درك نمي كردند اما دل گرفتگي و غم و غصه را مي فهميدند.
تحقيقات نشان داده است كه بجاي استفاده از واژه هاي خاص و زبان فني بهتر است مصاحبه گر با ساده ترين زبان و براساس رفتار و گفتار مراجع با او صحبت كند. انجام اين عمل ارتباط برقرار كردن را تسهيل مي كند و هيچ ربطي به اين مساله نداردكه مصاحبه گر بينش يا روش تحليلي يا رفتاري دارد يا خير . همچنين مصاحبه گر هيچگاه نبايد در سطحي كه ماورا درك مراجع است صحبت كند. همانطور نبايد توانائيهاي شناختي او را دست كم بگيرد . در حقيقت هر سوالي را مي توان به طرق مختلف در مورد مراجعيني كه داراي قدرتهاي شناختي متفاوت هستند مطرح كرد.بنابراين مصاحبه گران ورزيده روش هاي خود را براساس استعدادهاي رواني خاص مراجعين تنظيم مي كنند ولي براساس نتايج بعضي از تحقيقات مي توان توصيه كرد كه بهتر است مقدار درك مراجعين را از مفاهيم روانشناسي كمي دست كم بگيريم تا دست بالا.
2-1- تلفيق خودشخصي و خود حرفه ايي
در بيشتر رشته هاي مشاوره بر نقش خود حرفه اي و كنار گذاشتن احساسات و واكنش هاي شخصي تاكيد شده است. براي مثال در كار با بيمارن مضطرب و نگران ؛ ممكن است شخص مجبور باشد واكنش هاي واقعي خود را كنترل كند تا از نشان دادن قضاوت اجتناب نمايد . مددكار حرفه اي كسي است كه بايد عواطف خود را كنترل كند ؛ نبايد عصباني شود يا از نظر عاطفي درگير و مشغول شود و در حضور ديگران گريه كند و...
هر مددكاري با روش خاصي كه با شخصيت خودش سازگار است واكنش نشان مي دهد. عامل مهم ميل و رغبت مددكار براي صادق بودن و بيان كردن احساسات خود است. جدايي مصنوعي بين خود شخصي و خود حرفه اي به اين دليل پديد آمده كه در اين حرفه ها ؛ نگراني هاي قابل دركي در مورد استفاده نابجا از خود شخصي بوسيله اشخاص حرفه اي وجود داشت. براي مثال در مورد پديده ضد انتقال هميشه اين نگراني وجود دارد فرآيندي كه ممكن است در آن مددكاران يا مشاوران مشغوليت ها و درگيري هاي ناتمام خانوادگي خود را بر مراجع فرافكني كنند. در واقع مددكاراني ما را به زحمت مي اندازند كه بحث هاي خودانگيخته اي به كار مي برند تا تخليه هيجاني خود بر روي مراجعين را بگونه اي توجيه كنند ؛ مانند عصباني شدن يا قضاوت كردن نابجا يا بيان مشكلات شخصي(اگر شما فكر مي كنيد مشكلاتي با همسرتان داريد پس اجازه دهيد من در مورد ازدواج خودم براي شما بگويم). مثال ديگر رفتار غيراخلاقي با مراجعين همچون بكار بردن اقتدار ناشي از رابطه كمك كننده در جهت سوء استفاده از يك مددجوي آسيب پذير است. در اينجا مي بينيم كه هر يك از مثالهاي ارايه شده فقدان تلفيق و انسجام خود شخصي و خود حرفه اي را توضيح مي دهد . بنابراين بايد بپذيريم كه نگراني ها در مورد استفاده از خود شخصي و خود حرفه اي به جاي آنكه مشكلات را حل كند مشكلات بيشتري را پديد آورده است.
هريك از ما بايد با شيوه شخصي هنرمندي ؛ احساسات ؛ ارزشها؛ باورها و ديگر ويژگيهاي شخصي خود را بجاي سركوب كردن يا انكار آنها به فعاليت هاي حرفه اي خود وارد كنيم. ما بايد از خود در متن فعاليت هايمان بيشتر بدانيم و بياموزيم خود شخصي را در پيگيري كاركردهاي حرفه اي بكار گيريم.
3-1- استفاده از طنز و شوخي در مصاحبه
استفاده از طنز و شوخي در اكثر مكاتب روان درماني به نحو جدي منع شده است چراكه اين نظريه درمانگر را به مثابه آيينه اي كه بيمار خود را در آن مي نگرد ؛ معرفي مي كرد . ليكن در سالهاي اخير متخصصين به اين نتيجه رسيده اند كه فرآيند مصاحبه مي تواند از شوخي و طنز بهره مند گردد به شرط آنكه با احتياط زياد و در زمان مناسب ارايه گردد. چرا كه شكي نيست كه اين نوع ارتباط مي تواند به تخليه هيجاني مراجعيني كه تحت فشار مطالب جدي در محيط هاي اداري و بيمارستاني قرار مي گيرند كمك كند. براي مثال مصاحبه گر در پاسخ با اين گفته مراجع كه "هر وقت در آئينه نگاه مي كند قيافه خود را شبيه گوريل مي بيند" ؛ با طنز گفت " اگر گوريل بداند قيافه اي به خوبي شما دارد حتما خيلي خوشحال مي شود" . اين شوخي باعث شد كه تصوير ذهني بيمار گونه اي كه مراجع از جسم خود داشت ؛ تغيير كند. چراكه در جلسه بعد به مصاحبه گر اطلاع داد كه به علت گفته وي قادر است به چهره خود در آئينه نگاه كند بدون آنكه آن را به شكل گوريل ببيند. بنابراين استفاده از طنز و شوخي گاه گاه ؛ با احتياط زياد؛ در زمان مناسب و با شناخت كامل روحيه مراجع جايز است . مراجع احساس كند«به او نمي خنديم ؛ بلكه با او مي خنديم» موفقيت حاصل شده است.
4-1- اصول كلي كه در اجراي مصاحبه بايد رعايت شوند:
در فرآيند مشاوره و مددكاري اجتماعي «دانايي» مشاور و يا مددكار اجتماعي از ويژگيهاي رواني ؛ عاطفي و اجتماعي اوست كه به مشاور و يا مددكار اجتماعي «توانايي» مي بخشد. بي شك توانايي يك مشاور و يا يك مددكار اجتماعي در گرو دانايي اوست(اصل دانايي)
مهمترين گام در مصاحبه ؛ برقراري يك رابطه حرفه اي خوب بين مددكار اجتماعي و مددجو و يا ميان مشاور و مراجع است . لازمه استقرار يك رابطه حرفه اي خوب ؛ خودشناسي ؛ خوآگاهي و شناختن احساسات ؛ افكار و انتظارات مددكار اجتماعي و يا مشاور نسبت به خود و نسبت به مددجو يا مراجع است (خودشناسي و ديگر شناسي).
لازمه استقرار يك رابطه خوب ؛ رعايت اصل صداقت و درستي است : صداقت در عمل و گفتار و هماهنگي بين آنچه مي گوئيد ؛ آنچه عمل مي كنيد و آنچه كه واقعاً هستيد(اصل صداقت).
لازمه استقرار يك رابطه خوب ؛ برخورداري از صبر و حوصله و شكيبائي فراوان است (اصل شكيبائي).
هر مصاحبه هدف يا منظوري دارد و بايد بر همان هدف يا منظور خاص متمركز شود ( اصل هدفمندي ).
هر مصاحبه اي براساس نياز مددجو يا مراجع آغاز مي شود و براساس هدفها و شرايط موسسه و طرز موسسه محدود مي شود .
در هر حال ؛ مشكل متعلق به مددجو است و حق تصميم گيري براي او محفوظ است و مددكار اجتماعي و يا مشاور به مددجو كمك مي كند تا او خود تصميم بگيرد(اصل تصميمي گيري)
اصل تفاوتهاي فردي هميشه حاكم است و مشكل هيچ مددجوي ديگر نيست. لذا همواره براي يكايك مددجويان و مراجعان بايد فرديت قايل شد (اصل فرديت قايل شدن).
مددكار و يا مشاور در جريان مصاحبه بايد سعي كند همواره از تعادل رواني و ثبات عاطفي برخوردار باشد .
مددكار و يا مشاور در جريان مصاحبه بايد سعي كند بي طرفي خود را حفظ نمايد (اصل بي طرفي).
مددكار و يا مشاور در جريان مصاحبه بايد سعي كند مددجو يا مراجع را همانطور كه هست ؛ بپذيرد؛ بديهي است كه پذيرش مددجو با تائيد يا عدم تائيد افكار و احساسات او تفاوت دارد (اصل پذيرش).
مددكار و يا مشاور در جريان مصاحبه بايد سعي كند احساسات خود را مهار كند و ميان مددجويان يا مراجعان تبعيض قايل نشود و عدالت را رعايت كند(اصل مهارت احساسات).
مددكار و يا مشاور بايد سعي كند نام مددجو ويا مراجع را بخاطر بسپارد و در طول مصاحبه او را با نام خانوادگي و با احترام خطاب كند.
مددكار و يا مشاور بايد از پيش داوري و «برچسب زدن» روي مددجويان يا مراجعان خودداري كند(اصل پيشداوري).
در هر حال اصل رازداري حرفه اي حتي ميان اعضاي يك خانواده بايد حفظ شود ؛ مشروط به آن كه جان مددجويا مراجع در معرض خطر نباشد(اصل رازداري).
در هر حال مددكار و يا مشاور در تغيير فكر و نگرش مددجو يا مراجع نسبت به ارزشهاي جديد نبايد عجله كند زيرا كه هر تغييري نيازمند آموزش و زمان است. هر رفتار و نگرشي به تدريج شكل مي گيرد و در نتيجه به تدريج هم تغيير مي كند .
مددكار و يا مشاور بايد بكوشد از مباحثه ؛ مشاجره؛ يكي به دو كردن و لجبازي با مددجو يا مراجع اجتناب كند.
در هر حال حريم رابطه حرفه اي بين مددكار و مددجو و يا بين مشاور و مراجع براساس قوانين سازمان مربوط و هنجارهاي اجتماعي و ارزشهاي حاكم در جامعه بايد حفظ و رعايت شود (اصل حفظ حريم رابطه حرفه اي ).
مددكار و يا مشاور بايد بكوشد پيوسته «چشم سوم » و «گوش سوم» خود را براي ديدن و شنيدن موضوعهاي «پشت پرده» بكار گيرد.
بطور كلي در مصاحبه نبايد از مشاهده غافل شد؛ زيرا كه هر دو روش (هم مصاحبه و هم مشاهده) اطلاعات لازم را براي شناخت مددجو يا مراجع در اختيار مددكار و يا مشاور قرار مي دهد .
بطور معمول مصاحبه نبايد بيش از يك ساعت طول بكشد . اگر در يك جلسه ؛ درباره تمام مطالب مورد نظر بحث نشد ؛ بهتر است ادامه مصاحبه به جلسه ديگري موكول شود. در اين صورت مكان و روز (روز و ساعت) مصاحبه بايد با توجه به شرايط سازمان و موقعيت مددجو مشخص شود .
در صورت لزوم ؛بايد از منزل؛ مدرسه و يا محل كار مددجو يا مراجع بازديد كرد و گزارش لازم را تهيه نمود .
گاهي اوقات براي ايجاد رابطه بهتر ؛ ضرورت دارد همراه مددجو يا مراجع در فعاليت هاي غير رسمي و گروهي شركت كرد.
در صورتي كه مددجو يا مراجعي و يا خانواده اي داراي مشكلات متعدد باشد.توصيه مي شود يك مددكار و يا مشاور مسئوليت كار با او را بپذيرد.
در هر حال مددكار و يا مشاور بايد به مددجو يا مرجع كمك كند تا پاره اي از «واقعيت ها» را بپذيرد ؛ مانند از دست دادن يكي از اعضاي بدن بر اثر سانحه و يا ضعيف بودن ديد چشم كه با استفاده از اعضاي مصنوعي و يا عينك طبي قابل جبران است( اصل پذيرش واقعيت ها).
5-1- اصولي كه قبل از اجراي مصاحبه بايد رعايت شوند :
اتاق مصاحبه بايد در قسمتي از سازمان يا موسسه در نظر گرفته شود كه تا حد امكان خلوت ؛ ساكت ؛ راحت و مناسب باشد.
به نظم و نظافت و دكور مناسب اتاق مصاحبه بايد توجه داشت.
اگر مصاحبه شوندگان قبل از مصاحبه؛ بايد در انتظار نوبت بنشينند؛ بهتر است محل مناسبي (اتاق انتظار) براي آنها در نظر گرفته شود .
ترتيبي اتخاذ گردد كه وقتي جلسه مصاحبه شروع شد ؛ هيچ گونه مزاحمتي براي مصاحبه كننده و مصاحبه شونده ايجاد نشود.
قبلا بايد براي هر مصاحبه شونده اي وقت معيني در نظر گرفته شود . وقت مصاحبه بايد با توجه به سن مددجو يا مراجع ؛ ماهيت مشكل و سطح تحصيلات تعيين شود.
احراز آمادگي قبلي براي انجام مصاحبه از نظر عاطفي و رواني ؛ يكي از شرطهاي عمده موفقيت يك مددكار اجتماعي و يا يك مشاور است.
به منظور استقرار يك رابطه خوب و حرفه اي ؛ مشاور و يا مددكار بايد تلاش كند قبل از تشكيل جلسه مصاحبه؛ در صورت امكان پرونده و يا سابقه قبلي مددجو يا مراجع را مطالعه كند و با كسب اطلاعات مورد نياز ؛ خود را براي انجام مصاحبه آماده نمايد.
قبل از تشكيل جلسه مصاحبه؛ مصاحبه كننده بايد از طريقي ( منشي يا از طريق نصب يادداشت كتبي روي در اتاق مصاحبه) از همكاران آموزشي ؛ اداري و دوستان و همكلاسي هاي مراجع يا مددجو بخواهد كه از مراجعه و تماس با مصاحبه شونده در طول مصاحبه خودداري كنند.
ترتيبي داده شود كه تلفن اتاق مصاحبه تا مدتي كه مصاحبه ادامه دارد ؛ قطع شود.
هر مصاحبه اي بايد در موعد مقرر انجام شود(وفاي به عهد) . در موارد نادري كه به عللي نتوان در وقت مقرر در جلسه مصاحبه حضور يافت؛ بهتر است علت يا علل تاخير و يا عدم تشكيل جلسه به اطلاع مددجو يا مراجع برسد.
قراردادن ميز و صندلي در اتاق مصاحبه بايد به نحوي باشد كه ارتباط و تماس مشاور و مراجع يا مددكار و مددجو با يكديگر به سهولت انجام شود . براي اين منظور قبل از اجراي مصاحبه بايد وضعيت هاي مناسب قراردادن ميز و صندلي را بررسي كرد ؛ به طوري كه نور شديد به چشمان مددكار يا مددجو نتابد .
مكان و زمان(روز و ساعت) مصاحبه بايد قبلا با توافق دو جانبه و با توجه به شرايط سازمان / موسسه و موقعيت مددجو مشخص شود.
6-1- اصولي كه به هنگام اجراي مصاحبه بايد رعايت شود:
1. در شروع اولين مصاحبه ؛ براي كاهش اضطراب مددجو يا مراجع ؛ مددكار و يا مشاور بايد خود را معرفي كند .
2. در شروع مصاحبه؛ هدف يا هدفهاي هر مصاحبه بايد هم براي مددكار و يا مشاور و هم براي مراجع يا مددجو مشخص شود.
3. در شروع مصاحبه ؛ به منظور شناخت همه جانبه مددجو يا مراجع و مشكل او ؛ مي توان چند سوال كلي و مرتبط را درباره زندگي روزانه ؛ شغل ؛ سوابق تحصيلي چگونگي صرف اوقات فراغت و فعاليت هاي گذشته او مطرح كرد و به مددجو يا مراجع آزادي كامل داد تا او از هر كجا كه بخواد صحبت خود را شروع كند. بدين ترتيب مشخص مي شود كه مراجع يا مددجو به كدام موضوع علاقمنداست . همچنين معلوم مي شود كه مراجع يا مددجو به كدام موضوع بي علاقه است.
4. در شروع مصاحبه ؛ براي كاهش اضطراب مددجو يا مراجع ؛ مددكار و يا مشاور بايد اور را با احترام بپذيرد و طوري رفتار كند كه نشان دهد علاقه مند به شنيدن حرفهاي او مي باشد و با دقت و فعالانه به حرفهاي او گوش كند.
5. در شروع مصاحبه ؛ بهتر است مددكار و يا مشاور چند لحظه مكث كند تا مجال آشنائي با محيط اطراف و اوضاع و احوال اتاق مصاحبه براي مراجع يا مددجو فراهم شود تا بدين ترتيب اندكي از اضطراب و فشار رواني او كاسته مي شود.
6. بمنظور شناخت ميزان علاقه و انگيزه مددجو يا مراجع براي رفع مشكل يا حل مساله توصيه مي شود درباره اقدامهاي گذشته و حال او پرسش شود.
7. به هنگام مصاحبه ؛ بايد به زبان و فرهنگ مراجع توجه داشت تا تفهيم و تفاهم لازم ايجاد شود . در اين باره مولوي مي گويد :
چون كه با كودك سر و كارت فتاد پس زبان كودكي بايد گشاد
8. سوالات بايد گونه اي باشد كه مراجع را به انديشيدن و بيان واقعي احساسات خود درباره امور دعوت كند. بديهي است هر گونه « قادر سازي » از طريق درست انديشيدن و درست احساس كردن ممكن است (اين مشكل چطور به وجود آمده است ؟)
9. سوالات نبايد طوري باشد كه مراجع بتواند با گفتن « بلي يا خير» پاسخ دهد . بلكه بايد به صورت باز باشد كه مراجع بتواند آزادانه پيرامون آن صحبت كند ؛ مانند: چگونه به اين شغل علاقه مند شديد ؟ چه طور پي به اين مشكل برديد؟ احساس شما نسبت به اين موضوع چيست ؟ چرا اين طور فكر مي كنيد ؟ چرا اينگونه احساس مي كنيد ؟
10. مددكار و يا مشاور از طرح پرسشهاي بسته ؛ تلقيني و يا راهنمائي كننده بايد خودداري كند.
11. پس از آنكه مراجع به يك سوال پاسخ داد؛ مددكار ويا مشاور بايد چند لحظه اي مكث كند و بعد سوال ديگري را مطرح سازد . بدين ترتيب به مراجع فرصت داده مي شود تا چنانچه درباره سوال قبلي مطالب ديگري به نظرش مي رسد؛ بيان كند.
12. در طول مصاحبه بايد هر بار فقط يك سوال را مطرح كرد. طرح دو سوال و بيشتر در يك زمان ؛ موجب اضطراب و گيجي مراجع مي شود.
13. مددكار و يا مشاور بايد بكوشد از طرح پرسشهايي كه ناشي از حس كنجكاوي اوست و يا جنبه « فضولي » دارد بپرهيزد.
14. مددكار و يا مشاور از طرح پرسشهاي پراكنده و بدون هدف بايد خودداري كند و سعي نمايد مصاحبه در جهت هدف يا هدفهاي از پيش تعيين شده پيش برود.
15. تا حد امكان مددكار و يا مشاور بايد به جلسه مصاحبه تمركز ببخشد و از اين شاخه به آن شاخه پريدن مراجع جلوگيري كند. اگر چه اين رفتار مراجع خود مي تواند بيانگر اضطراب و فرار او باشد.
16. طرح پرسشها نبايد طوري باشد كه در مددجو يا مراجع « حالت دفاعي» پديد آورد.
17. مددكار و يا مشاور به هنگام مصاحبه ؛ بايد تلاش كند فضايي ايجاد شود تا مددجو يا مراجع آزادانه به بيان احساساتش بپردازد( با طرح پرسشهاي كلي و تفكر برانگيز)
18. مددكار و يا مشاور در طول مصاحبه ؛ بايد از سرزنش كردن و خجالت دادن مددجو يا مراجع خودداري كند و نيز از نصيحت كردن و پند دادن بپرهيزد.
19. مددكار يا مشاور در طول مصاحبه ؛ بويژه مصاحبه اول ؛ نبايد در كسب اطلاعات عميق تر و يا محرمانه اصرار ورزد و پافشاري كند.
20. در برخي مواقع كه مراجع سكوت مي كند و به صحبت خود ادامه نمي دهد ؛ مددكار و يا مشاور مي تواند قسمتي از جمله آخر او را بعنوان سوال تكرار كند. براي مثال پس گفتي مادرت هر روز سركار مي رود و شما را تنها مي گذارد و ....؟ به اين روش ؛ روش انعكاس مي گويند . با استفاده از روش انعكاس ؛ به مراجع و يا مددجو كمك مي شود تا بهتر و عميق تر به احساسات خود در ارتباط با مشكلاتش بپردازد.
21. در طول مصاحبه به سكوت مددجو يا مراجع و معناي آن و موقهيت آن بايد توجه كرد و واكنش مناسب نشان داد.
22. در طول مصاحبه از حالتهاي رواني ؛ حركتها؛ احساسات و عواطف مددجو يا مراجع نبايد غافل شد.
23. در طول مصاحبه به واكنشهاي مددجو يا مراجع مانند فرار ؛ پرخاشگري يا عصبانيت در مقابل يك واقعه يا بيان يك خاطره بايد توجه داشت.
24. در طول مصاحبه به علائم اضطراب بايد توجه كرد و در زمان مناسب؛ ؛ بمنظور كاهش اضطراب مددجو يا مراجع بايد واكنش مناسب نشان داد. برخي از علائم اضطراب عبارتند از : اين پا و آن پا شدن؛ وجود اشك در چشمان ؛ عرق كردن دستها و صورت ؛ خشك شدن لبها؛ گرفتگي و لرزش صدا ؛ تشنگي زياد ؛ تغيير رنگ صورت ؛ مچاله كردن كاغذ يا دستمال كاغذي ؛ بازي با انگشتان و نظاير آن.
25. زماني كه مددجو يا مراجع از ناكامي ها ؛ ناراحتيها ؛ سختيها و خاطره هاي تلخ خود صحبت مي كند و هم زمان نشان مي دهد كه دچار اضطراب شده است ؛ توصيه مي شود با گفتن جمله هايي آرامش بخش با او همدردي كنيد و در نتيجه تا حدي از اضطراب او بكاهيد . برخي از جمله هايي را كه مي توانيد بيان كنيد عبارتند از : اين احساس نگراني شما طبيعي است ؛ مي فهمم كه چه مي گوئيد؛ روزهاي سختي را پشت سرگذاشته ايد ؛ هر كسي در آن شرايط قرار بگيرد احساس شما را خواهد داشت ؛ بيان اين خاطره ها دردناك است؛ من چه كمكي مي توانم به شما بكنم ؟ و نظاير آن .
26. در طول مصاحبه ؛ مددكار اجتماعي و يا مشاور حق ندارد « مقاومتهاي رواني » مددجو ويا مراجع را در هم شكند ؛ زيرا كه كار مشاوره و يا مددكاري اجتماعي با «تحليل رواني» تفاوت دارد.
27. گاهي اوقات مددجو از مددكار و يا مراجع از مشاور پرسش خصوصي مي كند . در اينگونه موارد با توجه به موقعيت مصاحبه يا نوع پرسش بايد بطور خلاصه و صريح و صادقانه پاسخ داد و يا اين كه انگيزه مددجو يا مراجع را از طرح پرسش مورد نظر جويا شد.
28. مددكار و يا مساور بايد بكوشد از تفسير زود و بي موقع افكار و احساسات مددجو يا مراجع و نتيجه گيري فوري در طول مصاحبه و يا در اولين مصاحبه خودداري كند.
29. مددكار و يا مشاور در پايان هر مصاحبه ؛ بايد با كمك مددجو يا مراجع به نتيجه گيري و ارزيابي بپردازد و در صورت نياز برنامه مصاحبه بعدي و هدف آن را با توافق مددجو يا مراجع مشخص كند.
7-1- اصولي كه پس از اجراي مصاحبه بايد رعايت شود :
1. پس از انجام مصاحبه ؛ توصيه مي شود گزارش مصاحبه(هر آنچه كه در جلسه مصاحبه گذشته است ؛ مطالب گفته شده ؛ حالتهاي رواني و مشاهدات ) نوشته شود و در پرونده مددجو يا مراجع بطور محرمانه نگهداري شود.
2. پس از تشكيل جلسه با افراد گوناگون كه به طريقي با مددجو يا مراجع در ارتباط بوده اند (مانند: معلم؛ پزشك؛ كارفرما و يا اعضاي خانواده ) توصيه مي شود گزارش آن را نوشته و در پرونده مددجو يا مراجع ضبط شود.
3. در نوشتن گزارش مصاحبه يا گزارش جلسه (صورت جلسه ) بايد به آيين درست نويسي و اصول گزارش نويسي توجه كرد.
4. براي شناخت بيشتر و بهتر مددجو يا مراجع و ماهيت مشكل او ؛ اگر مصاحبه با اشخاصي كه به نوعي با مشكل در ارتباط هستند ضرورت پيدا كرد؛ بايد از مددجو يا مراجع نظر خواهي كرد.
5. در صورتي كه مددجو يا مراجعي ارجاع داده مي شود ؛ بايد مشخص شود از طرف چه كسي ؟ چه زماني ؟ از چه موسسه اي ؟ و براي چه منظوري ؟ وبه چه كسي ؟ ارجاع داده مي شود.
6. تهيه و تنظيم هر گونه طرح كمكي يا برنامه اصلاحي بايد به استناد اطلاعات به دست آمده باشد ؛ نه حدس و گمان . همچنين نوشتن هر گونه تشخيصي بايد براساس اطلاعات كسب شده و به صورت « توصيفي » و مدلل باشد.
7. اولين گام در مرحله اجرا ؛ توجه به نيازهاي فوري و آني و حل مشكلي است كه مددجو يا مراجع احساس مي كند و برايش حاد است ؛ نه نياز يا مشكلي كه مددكار و يا مشاور احساس مي كند .
8. در مرحله اجرا ؛ از اتلاف وقت بايد پرهيز كرد و براي مثال نبايد نامه نوشتن و يا تلفن زدن به موسسه را به تعويق انداخت.
9. اگر به عللي نمي توانيد به كراتان با مددجو يامراجع ادامه دهيد ( براي مثال پايان كارورزي و يا انتقال به موسسه ديگر) بايد او را قبلا آماده كنيد .
انواع مصاحبه :
1- مصاحبه منظم و ساخت یافته : در این نوع مصاحبه ، سوالات و پاسخ های چند گزینه ای هر سوال از قبل تنظیم شده است و پاسخگویان در همان چارچوب می توانند پاسخ مورد نظر خود را انتخاب کنند.
معایب این روش :
ممکن است بررسی عمیق اطلاعات صورت نگیرد.
مزایای این روش:
همه ی افراد در یک موقعیت مشابه قرار می گیرند و پایایی مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات افزایش می یابد.
در این نوع مصاحبه جای هیچ گونه تغییری نیست در این نوع سوالات پاسخ های آزاد یافت نمی شود و یا به ندرت یافت می شود.
2- مصاحبه آزاد یا ساخت نیافته : این نوع مصاحبه انعطاف پذیری فراوانی دارد و ایجاد تغییراتی در حین انجام دادن آن امکان پذیر است. در واقع در این نوع مصاحبه که به مصاحبه اکتشافی نیز معروف است مصاحبه گر توجهی به پرسشهای خاص از قبل تعیین شده که برای همه پاسخگویان یکسان بکار می رود ندارد.
در این نوع مصاحبه مددکار هدف دارد و این طور نیست که از هر دری خواست وارد شود . مددکار می تواند با مهارت خود به مصاحبه جهت منطقی و معقول بدهد و مهارت مدیریت او چه بصورت غیرمستقیم و چه مستقیم در این زمان بخوبی بکار خواهد آمد.
معایب این روش :
- تجزیه و تحلیل اطلاعات خیلی مشکل است.
- اطلاعات پراکنده است.
- احتمالاً بعلت بی تجربه بودن مددکار ، مصاحبه از هدف اصلی مددکار دور شود.
مزایای این روش :
- دارای عمق است یعنی به جنبه های مختلف موضوع می پردازد.
- در حین تحقیق مددکار می تواند اهدافش را عوض کرده ( کم و زیاد) کند.
دفتر مشاوره و رواندرمانی آسانی _ تبریز